و قسم به عطر ...
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:44
خوشبخت آن کسی که یارش بوی هیچ عطری نمی داد که بعد از رفتنش هیچ عطری باعث نمی شود که او را یاد یارش بیندازد و او را دیوانه تر کند ! + خانوم x ; ٦:٥٩ u200eق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٦
شیاد
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:44
دو سه روز قبل از اینکه اون اتفاقا بیفته . خواب دیده بودم "میم" آدمیه که هر دفعه میره خواستگاری یه دختر و بعد یه مدت که با احساساتش بازی کرد . دختره رو ول میکنه به امان خدا . اینقدر این کار رو کرده بود که معروف شده بود و اسم و قیافه ش به عنوان یه شیاد تو روزنامه ها چاپ کرده بودن . من این خواب رو حتی
تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا ؟
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:44
سال نود و سه بود . از نظر روحی خیلی بهم ریخته بودم . یادمه برای اینکه خودمو آروم کنم به مرگ فکر میکردم . و زمانایی هم که تو خیابون بودم به اعلامیه های ترحیم جوانان زل میزدم . مخصوصا اگر اون جوون دکتر بود . می گفتم ببین دکترش هم می میره . آخر همه ی ما مرگه . چرا اینقدر غصه میخوری . همه چیو راحت بگیر
من یه منم ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
من یه منم یه من دور افتاده یه من سرگردان و دیو زده من یه منم ...
نامرد ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
مردان به وسعت غیر قابل تصوری نامردند . و در مقابل قلب عاشق و شکست خورده ی یک زن حس می کنند مردکند . دکتر شریعتی
خدایا از شر پدرشوهر و مادرشوهر بد به تو پناه می برم !
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
جلسه ی دوم میخواستم بگم : نه ! خانواده گفتن : حرفاشو بشنو بعدا تصمیم بگیر . آره منم حرفاشو شنیدم . هر شرایطی که گفتم قبول کرد . چقدر خودش رو خوب و منطقی نشون میداد . منم این چیزا رو ازش دیدم و خر شدم بهش جواب بله دادم . اما بعد یه مدتی اون زد زیر یکی از قو
آیا با این وضع ادامه بدم ؟ :(
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
مدت صیغه مون تموم شده . بعد فکر میکنه دیگه نسبت به من تعهدی نداره . مردک رو همه کس تعصب داره الا من که زنشم . مردک برداشته از دهن من حرف درآورده . گفته ایکس فلان فحشا رو داده . (من هر چی باشم اون فحشا رو نمیدم).تازه جاری بزرگه هم نخود هر آش شده و گفته ایکس فلان روز تو تالار به فیلمبرداره فحشای بد بد...
دوست دخترم شو !!!
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
پریروز یه پسر جا برادری خوشگل و خوشتیپ سعی بر این داشت که مخمو بزنه . غیر مستقیم می گفت که دوست دخترم شو . منم خیلی محترمانه گفتم اهل اینجور رابطه ها نیستم . اعتقادی ندارم به این دوستی ها . گفت از شما بعیده . دانشجویی . رشته ت هم که روانشناسیه . از شما بعیده اینجور فکر کنی . گفتم : من قبل از اینکه ...
یاد آر که سخت محتاج دعایت هستم ..
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
بچه ها انگار داره بهم میخوره . فقط دعا کنین زود فراموشش کنم . زیاد بهم نریزم . دعا کنین یه بهتر از این پسره گیرم بیاد . دعا کنین خدا آبروش رو ببره همونطور که آبرومو برد .
نامرد بودی ای مثلا مرد
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
رفتی به درک ! ولی یه سوالم بی جواب موند : چرا مردان مثل سگ ، سگ ، سگ دروغ می گویند ؟
خانه اش ویران باد ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:46
خانه اش ویران باد هر آنکس که نگذاشت من و تو ما بشویم ! پ . ن : اسم باباشو گذاشتم : رضا قلدر خان بی سواد . چون خیلی برام تداعی کننده ی رضا شاه ملعونه !
لعنت
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 10:11
امروز حجت رو بر من تمام کرد . یک ذره هم منو دوست نداره . شاید کلا دیگه بهم زدم . دیگه به حرف کسی گوش نمیدم .
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ...
-
تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 8:21
دهن بین ، دهن لق ، دیکتاتور ، بی منطق . همه ی خصلتای این مرتیکه است . تازه ادعاش هم میشه که تو فلان منطقه نمونه ان . باباش هم که پسر عموی مامانم باشه هر چی دلش خواست و نخواست گفت . بهم گفت دختره ی نادان . هر چی من به پسره گفته بودم صاف گذاشته ب
آیا به جدایی فکر کنم ؟
-
تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 8:21
هوووف میخواستم همه چیو تموم کنم . اما خونواده نمیذاره . پسره هم زنگ زد گفت من دوستت دارم و عاشقتم و تو تن منی و از این دست حرفا . دریغ از یه معذرت خواهی . خیلی غده . با اینکه ته ته دلم دوستش داره . اما عقل و منطقم میگه : تا عقد نشدین زودتر جدا شو . ه
فعلا آشتی ایم !
-
تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 8:21
قرار بود تابستون بریم سر خونه زندگی مون که این اتفاق افتاد . دی شب بهش پیام دادم گفتم : یه سال نامزد باشیم . چون من آمادگی ندارم . بعد از این اتفاقات به زمان بیشتری احتیاج دارم که فکر کنم . اونم بعد از چند دقیقه گفت : باشه رو حرفات فکر میکنم .
حسرت
-
تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 8:21
میدونی اون موقع که هنوز نامزدی نداشتم به چی فکر میکردم . به این فکر میکردم که اگه من روزی ازدواج کنم قطعا به حال تمام دخترکان مجرد غبطه و حسرت خواهم خورد . فکر کن همون موقع هم که ازدواج نکرده بودم همچین چیزی رو پیش بینی میکردم . و میدونستم دلم برای تنهایی های دخترانه ام تنگ می شود .
خوبه که عاشقی ...
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 4:42
میدونی دی شب بهم چی گفت ؟ گفت : خدا رو شکر که خدا تو رو برای من حفظ کرد ! گفتم : یعنی چی منو حفظ کرد . گفت : یعنی اینکه تا الان ازدواج نکردی !
در جواب سوال یک دوست
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 4:42
یه دوست ناشناسی پرسیده بود که چه جوری با هم آشنا شدین و اینا . باس بگم : آشنا نشدیم . آشنا بودیم . در واقع پسره از فامیلاست . پسره میشه نوه عموی مامانم . منم میشم نوه عموی باباش . این همون پسره است که تو پست "آمدی جانم به قربانت ولی حالا برو" یه چیزایی گفته بودم .
:| :| :|
-
تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 1:00
میخواستم بگم فسنجون . گفتم : فلسفه !
عاشقی ...
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 2:37
میدونی دی شب بهم چی گفت ؟ گفت : خدا رو شکر که خدا تو رو برای من حفظ کرد ! گفتم : یعنی چی منو حفظ کرد . گفت : یعنی اینکه تا الان ازدواج نکردی !