مهتاب دوست چهارم ابتدایی م خودکشی کرد . خودشو انداخت جلوی قطار و ... .
مهتاب دختر زیباروی چشم آبی که با شوهرش نمیدونم کجا آشنا میشن و بعدم دوست میشن و بعدم ازدواج میکنن و تا همین چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشبخته . دیروز شنیدم که خودکشی کرده .
و این رو هم شنیدم که با شوهرش چند سال بوده که مشکل داشته . به خاطر معتاد بودن و زنباره بودن شوهرش . و گویا طلاق گرفته بودند و دادگاه حضانت فرزندش رو به شوهرش داده . و اینم گفته یا حضانتش رو باید به من بدن یا میرم خودمو میندازم جلوی قطار . و اینم وقتی میفهمه که حضانت بچه ش رو دادن به شوهرش . سریع السیر میره نزدیک ترین ایستگاه قطار و ... .
تلویزیون راست میگه که هیچ وقت ظاهر زندگی کسی رو با باطن زندگی خودت مقایسه نکن .
برچسب: دل نوشته مهتاب,اشک مهتاب نوشته مهدی سهیلی,رمان مهتاب نوشته samane taromi,
نویسنده: کیان امیری